السيد موسى الشبيري الزنجاني

128

كتاب النكاح ( فارسى )

مرحوم حكيم مىفرمايند : از معاصم استفاده مىشود كه نگاه كردن به دست ( كفين ) هم براى كسى كه ارادهء ازدواج دارد ، جايز است ، البته ايشان وجه استفاده را بيان نمىكنند . مرحوم آقاى خوئى مىفرمايند : دلالت اين روايت بر جواز نظر به يد بالملازمه است ، به اين صورت كه نظر كردن به معاصم ( جايى از دست كه دستبند روى آن قرار مىگيرد ) مستلزم نظر كردن به كفين هم هست . توضيح استاد در مفاد صحيحه : مراد از نگاه كردن به معاصم ، نگاه كردن در حال عادى است ، چون نگاه كردن به معاصم كسى كه دستكش در دستش كرده است مستلزم نگاه به دستهاى او نيست ، به عبارت ديگر نگاه كردن به جاى دستبند اين شخص ملازمه ندارد كه دستكش هم دست اين شخص نباشد و دستها را مىتوان ديد . پس اگر در روايت تصريح نشد كه دستكش در دست بكند و نگاه بكند عرف مىفهمد نگاه كردن در حال عادى به معاصم جايز است كه در اين حالت طبعاً چشم به دست هم خواهد افتاد . پس فرمايش آقاى خوئى حمل مىشود بر اينكه نگاه كردن در حال عادى به معاصم مستلزم نگاه كردن به كفين نيز هست . استفاده ديگر از اين توجيه اين است كه نگاه كردن به وجه هم همانند نگاه كردن به دست در حالت عادى ملاحظه شده است و صورت اشخاص در حالت عادى و متعارف مكشوف است و موى سر آنها نيز ديده مىشود . پس با اين توجيه جواز نظر به مو همانند جواز نظر به كفين ثابت مىشود و در اين صورت روايت صحيحه‌اى كه نگاه كردن به مو را جايز دانسته با اين روايت هيچ منافاتى نخواهد داشت .